چند وقتی هست که نماز میخونم,چون دلم میخاد که نماز بخونم...حتی از ترس نیست از عاشقیه تقریبا...دلم واسه ی خدا تنگ میشه...وقتایی که نماز میخونم تموم تلاشم رو میکنم که حواسم رو جمع کنم و به معنی کلماتی که میگم فکر کنم...چند وقتی هست که قرآن رو میخونم با معنی...هرشب....وقتایی که به عظمت خدا فکر میکنم دیوونه میشم...اشکم جاری میشه....باورتون میشه؟؟...یعنی آدم شدم؟؟..یعنی دارم نزدیک میشم به بزرگترین انرژی هستی؟؟؟....نمیدونم....خدا خیلی خوبه....خیلی..خیلی میشنوه..فقط کافیه ما حرف بزنیم...فقط کافیه آدم باشیم...وقتی واسمون یه مشکلی پیش میاد...وقتی یه چیزی تنمون رو میلرزونه...فقط گوشی رو نگیریم دستمون و زنگ بزنیم به مامان...دوست پسر..دوست دختر...مدیر شرکت...اون یارو که پارتی داره توو شرکت....یه لحظه بگیم خدایا همه چیز رو میسپارم دست تو...تو ساختی من رو..حل کردن این مشکل که چیزی نیست.....بعدش هم همه ی تلاشمون رو بکنیم که بدون اینکه حق کسی رو بخوریم مشکلمون رو حل کنیم......نمیتونم ادعا کنم که همه ی لحظه هام اینی هستم که واستون توضیح دادم,اما همه ی سعی م رو میکنم...چند وقتی هست که همه ی تلاشم رو میکنم که دل کسی رو نشکنم...چون دوست ندارم خدا بگه ای بابا!!! این چرا هیچی نمیفهمه....همه ی حال خوبی که این روزها دارم...همه ی برگشتنم به حال قدیم و خلاص شدنم از اون همه تلاطم و مزخرفات و دیوونگی هام,واسه اینه که خدا رو کنارم دارم و همه چیز رو سپردم دست اون...تقریبا فهمیدم که این دنیایی که تووش هستیم هیچی نیست...چهار تا بازی و سرگرمیه که دو قرون نمی ارزه واسه حرص خوردن و کم آوردن...خوب توو هر بازی هم آدم یه وقتایی میبازه....باختم؟؟... خدا هست.خب!به درک!...خوردم زمین؟...پامیشم....وقتایی که به نیروی گرانش فکر میکنم...وقتایی که به انرژی که یه اتم فسقلی از خودش تولید میکنه فکر میکنم...وقتایی که به تنمون فکر میکنم...به اینکه یه پمپ هست که اسمش قلبه بدون هیچ داستان و باطری و الکتریسیته ای یه سره داره کار میکنه...وقتایی که به این فکر میکنم که این همه انرژی به اسم الکتریسیته توو یه سیم با این ظرافت جا میشه....دیوونه میشم...اینقدر دیوونه که بلد نیستم این همه عظمت و تعجبم رو توو ی چهارتا کلمه کنار هم بذارم و اینجا جا بدم...خدا خیلی رفیقه...پایه تر از همه ی رفاقتایی که تا حالا تجربه ش کردین...یه بار امتحان کنید....اون منتظرمونه.......
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی