برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد...... +یلدا پر از شادی!
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
قضاوت نکردنش...حمایتش...و یکی از ویژگی هاش که هم خیلی بده و هم خیلی خوب...مهربونی....
از من خواست که سه تا از ویژگی های سین رو بگم.....و من گفتم...رفاقتش....شباهتش....و درک بی اندازه ش.......
+خدایااا شکرت.........
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
بي هوا همديگه رو نگاه ميكنيم به همه ي لحظه هايي فكر ميكنم كه خودم رو ميزنم به خواب و تو پلكهام رو ميبوسي...چشمهات راست ميگن هنوز.....
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
لابد اين روزها،روزهاي نويي هستند كه اجداد ما اين روزها را نوروز نامگذاري كرده اند.....با تمام وجود ميخواهم نوروز بودن را باور كنم و براي همه ي انسان هاي اطرافم كه نه بلكه همه ي انسان هاي باقي مانده بروي كره ي زمين روزي نو را آرزو كنم.....
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
من و سين و ا و آ در حال بحث كردن راجع به خرج و مخارج زندگي هستيم....سين ميگه:ازدواج خيلي خوبه!.....زندگيت هدف دار ميشه....مسايل ماليت رو مديريت ميكني....خودت رو جمع و جور ميكني....و....ميگم:خب!اين بُعد ماليِ زندگي ميشه...بُعد معنوي ِ زندگي چي؟....ميگه:معنوي؟؟....ميگم:اوهوم....ميگه:عاشقتم......
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
رفتم از تووي اتاقش رختخواب بردارم..ميگه:خدا خيلي خوووبه...ميگم:قطعاً،حالا چي شده نصف شبي؟...ميگه:يه شبهايي آرزوم بود كه اجازه داشته باشم ستاره ها رو ببينم اما حالا هر وقت كه بخوام،ميتونم ساعت ها ستاره ها رو تماشا كنم....زير لب ميگم:مرسي رفيق...در حالي كه نميدونم گريه كنم يا بخندم....
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی
اين روزها مرز بين خنده هاي از ته دلم و گريه هاي پر از مصيبتم چند صدم ثانيه ست.....پ.ريودم نيستم.....!!!!!!
برچسب:
نویسنده: دانیال شریعتی